سیاه ابر خروشیده بر تشنگیهای دشت و دمن
ببارد باران،نپرسد که این خار باشد وآن یاسمن
مساوات در حوزه بارشش دائما ً بر قرار
ببخشد ز آب حیاتش فراوان به هر انجمن
اگر آبر باران سیاه است و دلگیر و زشت
به بخشش و ایثار او، میشویم آن صنم را شمن
حیات جهان را خداوند به باران نمود استوار
به ما هدیه کرد سبزی جنگل و کوه را بی ثمن
چو باران سخی باش در پهنه این جهان
به دلها بِران حکم ، آرام و سبز چون چمن
که پیکان هر قطره باشد ، خدا را نشان
چو قطره به یاد خدا باش آن قادر ذوالمنن
نباش همچو رعد در دل آسمان تند خو
که یاران گردندگریزان ، تو مانی با اهرمن
قاسم لبیکی یکشنبه 1401/02/11 تهران
برچسب:
نویسنده: کیان کریمی